خرید بک لینک

درباره سایت

دل نوشته ها

و خدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب ... شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد ... ؟

امکانات وب


  چراغ ها را خاموش می کنم . تنها می ماند چراغ کوچک بالای سرم . می نشینم روی تختم . نگاه می کنم به آسمان آن سوی پرده . ستاره ای نیست . ابرهست و سرخی هست و سیاهی . نمی دانم چرا گاهی آسمان نیمه شب هایم رنگ غروب می گیرد ؟...چشم هایم را میبندم یک آسمان پر از ستاره می آید توی خیالم . یک آسمان یک دست سورمه ای با نقطه های کوچک و بزرگ نورانی که بعضی ها ثابت اند بعضی ها نورشان مرتب میرود و می آید.. نگاهم پایین می آید از این آُمان تا به زمینش می رسد . و من حس میکنم که زیر پلک هایم آرام آرام خیس می شود...

مثل چنین شبی تو اینجا هستی . و آسمان غرق ستاره است...من ایستاده ام کنار پنجره و آسمان را نگاه می کنم و تو نشسته ای توی رختخوابت و منتظری تا من چراغ را خاموش کنم و احتمالا مثل باقی شهر بخوابیم . که تا آنجا که یادم می آید شب وقت خوابیدن است !...

اما من فرو رفته ام توی شب آن سوی پنجره...و هیچ دلم نمی خواهد تنهایی محو شب بشوم. بر می گردم نگاهت میکنم . میگویم : ((معنا حوصله داری بریم یکم قدم بزنیم ؟)) وتو با آن چشم های معصومت یک جوری با تعجب نگاهم می کنی و می پرسی ((الآن؟!)) من با سر تایید می کنم و اضافه می کنم ((اگه خوابت نمی آد )) و تو زیبا ترین لبخندی را که به عمرم دیده ام را تحویلم می دهی و می گویی ((بریم ...نهایتش فردا صبح می گیریم می خوابیم ...))

آسمان تمام غروب را باریده است و حالا صاف صاف است . هوا بوی باران می دهد . باد می آید . زمین هنوز نم دار است . و توی کوچه هیچ کس نیست . و توی تمام شهرهم و شاید توی تمام دنیا حتی ...دست هایم را جا داده ام میان دست های گرم مهربانت . و قدم هایم حالا دیگر هماهنگ شده اند با قدم هایت ...من هی حرف میزنم با تو . وتو هی به لبخند جوابم را می دهی . و من هی بالا تر میرم از شوق ... یک جایی اما سکوت می کنم دیگر . دلم برای شنیدن صدای نفس هایت تنگ می شود . آرام در آغوشت می گیرم ...وتو سکوت بکنی یا حرف بزنی فرقی نمی کند من یکپارچه شنیدنم حتی سکوتت را ...

سرم آرام آرام خم می شود روی شانه ات ...و تو هم قدم من هستی توی این خیابان که معلوم نیست به کجا قرار است برسد ...و شب تا ابد ادامه خواهد داشت...

از صدای چکیدن اشک روی کاغذ های زیر دستم چشم هایم را باز می کنم . نگاهم هنوز رو به آسمان است . ستاره ای نیست - ماهی نیست . ابرهست و سرخی هست و سیاهی...

((رویای زیبایی بود معنا...))

دوستت دارم معنای خوبم

 

 

 

 

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:59

صفحه بندی