و خدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب ... شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد ... ؟
دوست دارم دوباره حوایم باشی و من آدم تو ...! خسته ام از اینجا می خواهم برایت سیبی بچینم تا از اینجا هم بیرونمان کنند... حوای من نمیدانی چقدر از اینجا خسته ام . می بینی این روزها چاره رفتنمان شده سیب ! که برای خیلی ها رسیدن است . من آدم تو هستم معنای من و تو حوای من ما که خیلی ها نیستیم ... بازمیخواهم برایت سیب بچینم سیب ... سیب ...
برچسب:
نویسنده: ع