خرید بک لینک

درباره سایت

دل نوشته ها

و خدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب ... شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد ... ؟

امکانات وب

 

. . . 

در نظر منی اما من هیچ جوری نمی توانم توضیح بدهم تورا . هر چه فکر می کنم هیچ کلمه ای - واژه ای - راهی  پیدا نمی کنم که بشود تورا شرح بدهم یک جوری که بفهمند این زمینی ها . تو خوبی معنا پاکی - بزرگی اما وسعت این همه را نمی توان تصویر کرد . . . تو در کلمه جا نمی شوی . . . آنقدر بزرگی که عرش و هفت آسمان هم برای اندازه گیری اش کم است چه برسد به واژه و من ! . . .

دیشب باز من بودم و جمع غریب آشنایانی که نمی شناسمشان . همه بودند . . . بزرگ و کوچک دور هم نشسته بودند حرف می زدند می گفتند می خندیدند . آخر یکی دو تا مهمان عزیز آمده اند این روز ها از راه دور . هیچکس حواسش به من نیست . . . هیچ کس حواسش نیست که من چقدر دلم میگیرد بین این آدم ها وقتی که تو نیستی . . . زمین و زمان هم که یکجا جمع بشوند به کار من نمی آیند وقتی تو نباشی  . هیچ کدام این آدم ها که تو نمی شوند معنا ...گیرم که تمام آدم های دنیا گرد هم بیایند من تو را می خواهم هوای دل گرفته ی من آفتاب چشمان تو را کم دارد . این ابر ها هرچقدر هم که میبارم باز نمی شوند ازهم . معنا من بی تو میمیرم ! نمی توانم درک کنم این نبودن هایت را...نمی شود که کنار بیایم با جای خالیت میان این آدم هایی که دوستم دارند انگار و من همشاید ... فرض کنیم که خوب باشند همه ی این آدم ها به خوبی تو که نمی شوند ... نگاه هیچ کدامشان که پر نمی کند جای خالی آسمان چشمان روشن تورا ... لبخند تورا ... حتی شبیه اش را هم نمی شون پیدا کرد میان این همه خندا های بی دلیل ... معنا چه کرده ای با من ؟!...

کجا برده ای دلم را ؟!

معنا...معنا...معنا...

برچسب: نویسنده: ع تاريخ: جمعه 29 آذر 1392 ساعت: 5:13

صفحه بندی